العلامة المجلسي

394

حياة القلوب ( فارسي )

وفرمود : منى را براي اين منى گفته‌اند كه جبرئيل به إبراهيم عليه السّلام گفت : تمنّا كن وهر آرزو كه دارى از پروردگار خود بطلب « 1 » . وعرفات را براي اين عرفات گفتند كه چون زوال شمس شد جبرئيل به إبراهيم عليه السّلام گفت : اعتراف به گناه خود بكن ومناسك حج خود را بشناس « 2 » . چون آفتاب غروب گرد گفت : « ازدلف إلى المشعر الحرام » ، يعنى : نزديك شو بسوى مشعر الحرام ، پس به اين سبب مشعر را « مزدلفه » گفتند « 3 » . ودر حديث صحيح منقول است كه از آن حضرت پرسيدند : ساره چرا مىگفت : خداوندا ! مؤاخذه مكن مرا به آنچه كردم نسبت به هاجر ؟ فرمود : ختنه كرد أو را كه معيوب گرداند وباعث زيادتى حسن أو شد ، وسنّت شد بعد از آن زنان را ختنه كنند « 4 » . به دو سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السّلام منقول است كه : چون إبراهيم عليه السّلام طلبيد از خدا كه فرزندانش را كه در مكة ساكن گردانيده است ميوه‌ها روزى كند ، امر فرمود خدا قطعه‌اى از زمين أردن را كه محلّى است در شام كه جدا شد از آنجا وبه باغها وميوه‌ها حركت كرد تا به مكة آمد وهفت شوط دور خانهء كعبه طواف كرد ودر آن محل ساكن شد ، پس به اين سبب أو را طايف گفتند « 5 » . وبه سند حسن از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : إبراهيم دو پسر داشت وفرزند كنيز بهتر از ديگرى بود ، وفرمود : چون ملائكة بشارت دادند إبراهيم را به ولادت إسحاق عليه السّلام چنانچه حق تعالى فرموده است كه وَامْرَأَتُهُ قائِمَةٌ فَضَحِكَتْ « 6 » ، فرمود كه :

--> ( 1 ) . علل الشرايع 435 . ( 2 ) . علل الشرايع 436 ؛ محاسن 2 / 64 . ( 3 ) . علل الشرايع 436 . ( 4 ) . علل الشرايع 506 . ( 5 ) . علل الشرايع 442 ؛ تفسير عياشى 1 / 60 . ( 6 ) . سورهء هود : 71 .